خاک تو سرم
یه پسره تو سرویسمونه (مامانم سرویسه)
هی میرینه تو اعصاب من
گفتم تا وقتی اون هست من نمیام
گفت تو بهونته پیاده بری
گفتم حالم ع پسره به هم میخوره قیافشو میبینم اوق میزنم شبیه دسته خره
گفت فکر اونم من بقیس که مشتاق دیدارشونی 😐
یعنیااا خاک تو سرم با این سبک اندیشه خانوادم
من حالم از هرچی پسره بهم میخوره نه تا رل زدم نه با پسر حرف زدم نه هیچ نمیدونم چرا اینو گفت 😐😐
هر موقع پسره سوار میشه عن میشه اعصاب و روانم صداشو میشنوم اوقم میگیره چ برسه قیافه شخمیش😡