2777
2789
عنوان

شعرانه

19 بازدید | 0 پست


قاصدک گریه مکن، بر دل دیوانه ی ما

مصلحت نیست چنین حال، به ویرانه ما


ساقی ما نه چنانست که می پنداری

جرعه ای عشق کفاف است به پیمانه ی ما


قاصدک گو به سفر کرده که از دوری او

جام تلخست مرا، محرم میخانه ی ما


روزگاریست که از دوری او میسوزیم

چکنم نامه بری نیست به پروانه ی ما


قاصدک گو قدمی رنجه نماید به ثواب

تا منّور شود افاقِ... سیه خانه ی ما


در دلم نیست به جز عشق تو وُ سودایی

چه ثمر است به جز عشق ، به کاشانه ی ما


قاصدک گو که خیالت همه شب مونس ماست

از غم توست... همه، نعره ی مستانه ی ما


همه سودای تو دارم به تو می اندیشم

جز رخت نیست در این خانه و بتخانه ی ما


به که گویم چکنم؟ نیست مرا همدم غیر

غم هجران تواست... وُ، دل دیوانه ی ما


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108