خوب راضی بوده شوهرت من رابطه نمیخاد ازم وقتی میگ میترسم تو دلم بمونه ی شب کنارت بخابم🥲
بعضی وقتا شده سر این موضوع هم بحث کنیم ولی خب بیشتر وقتا من دستبسرش میکردم
شب خوابیدن هم نه حقیقت نه خوابیدم پیش هم با اینکه من چند روزی میرفتم خونه اونا میموندم ولی شبو دیگه پیش هم نمیخوابیدم ته تهش یکی دوبار ظهر کنار هم خوابیدیم
گلی کسیم نگفته خودمونو بی ارزش کنیم بعد شوهر ک نمیشه بی ارزش شد محرمه دیگ🫤🫤من منظورمم کنار هم خواب ...
عزیزم منظور بدی ندارم ولی خیلیا رو دیدم بخاطر اینکه یه ذره عشوه و ناز نیومدن چقد دم دستی شدن
نمونش شوهر دختر عموم یه مدتی رو باهم بودند دختره هم خیلی راحت ولی پاتختی که رفتیم بزور کبودی های صورت و گونه رو با کرم پودر پوشونده بودن.. یه لحظه وحشت کردم دیدمش