از همسزم خواستم یک هفته بعد زایمان ب خانوادش بگه ک تازه بچه متولد شده و اونا در جریان نباشن
چون از شهرستان میان و خونه ما میمونن برام سخت بود
هر کدوم هم ادعای استادی در زمینه بچه داری و آشپزی و خانه داری ... دارن و واقعا سر و کله زدن باهاشون عذابه
بشدت هم بچه دوستن شاید توصیه های رو مخی کنن و.... ولی مطمئنم بیان کلی ب من و بچم میرسن
الان همسرم هیچ کمکی نمیکنه ، مامانم هم مسنه در حد آشپزی و مرتب کردن خونه و ... اونم من کلی عذاب وجدان میگیرم همسرمم انگار از مامانم طلبکاره حتی یه ظرف نمیشوره و مدام امر و نهی میکنه ک به بچه اینطور برسین و ...
کارای بچه با خودمه
روز پنجم زایمانمه ولی خونریزیم خیلی بیشتر شده
بنظرتون بگم زودتر خانوادش بیان مامانم بره ؟