سری دوم که اومد ماسک نداشتم و متوجه شدم که سرده،گفت تو چرا با کسی از شهر نودتون اشنا نمیشی و.....خلاصه با من حرف میزد ولی حس میکردم دوسم نداره...نه پولدارم نه خوشگل....فردا تولده....من خیلی دوس داشتم که برم لباس بخرم و تولد برم به مامانم گفتم لباس نخریم گف میری میبینی همه لباس قشنگ پوشیدن حالت بده میشه ،بعد که خواستیم بخریم سراینکه یه ربع دیر حاضر شدم دعوام کرد و گف نمیرم هرکار میخوای بکنی بکن....من تنهایی نمیتونم برم لباس بخرم و خب همینجوری موندم...گفتم خب نمیام...خودت برو....