سلام منو جاریم بعد دوسال باهم اوکی شدیم رابطمون از سنگینی در اومد حالا دیروز جاریم پیش مادرشوهرم بود بعد بهم زنگ زد گفت مامان میگه شما هم بیاین اینجا من داشتم میرفتم خونه مامانم گفتم اونجا چه خبر هست گفت هیچی ما هستیم گفتم اهان فکر کردم امشب مهمونی هست معذرت میخوام من دارم میرم خونه مامانم خلاصه خداحظی کردیم حالا امروز بهش پیام دادم که فردا خونه مادرشوهرم جشن من میخوام برم تونمیایی با اینکه سین کرد والان هشت ساعت میگذره و چند بار آنلاین شده اما جوابمو نداده دارم دق میکنم دوست ندارم دوباره ناراحتی پیش بیاد بخدا داشتم میرفتم خونه مامانم دلم برای خودم میسوزه یه عالمه گریه کردم چیکار کنم آروم بشم چه برخوردی داشته باشم؟