هیچی حالم از ننش بهم میخوره همش همشون دور همن خواهر برادرا ولی ما چی خانواده مادریم اینقدر بی پولن ک مادرم مادر خرج خونس پدرم بیکاره و حتی نمیته مارو دعوت کنه دور هم جمع بشیم ب خواهرم میگم بیا من کیک درست کنم با اینک خیلییی تحت فشار عصبیم میگ ک چی بشه مادر ک همش دعوامون میکنه خواهرم ۵میلیون داده مادرم بازم کمشونه ۵م هم واسه سند ازادی پدرم میخواد خیلییییی خیلیییی کرفتارنو مریض
رفتیم خونه ننه شوهر معلوم نیست چند پول داده ننش ک نمیگ منم معلوم نیست هیچی بده ب مادر بدبختم یا ن به خودمم ک چیر خر ببخشیدا تاپیک زدم زورکی گفتم نبریک بگو تبریکم نگفت ک ونی