2777
2789
عنوان

درد و دل 🙂

36 بازدید | 1 پست

میدونید چی ناراحتم میکنه؟ اینکه شرایط ی نفر بدتر از من بوده و تونسته ازش عبور کنه و من... انگار ی عینک بدبینی زدم نسبت به تموم ادما و هرچیزی که فکرشو بکنید و از شرایطم ناراضیم و ناله میکنم

من گارد میگیرم نسبت به ادمای اطرافم ازشون متنفر میشم گاهی... راستش شرمسارم بابت افکاری ک تو ذهنم رشد دادم نسبت به آدما... واقعا بعضی وقتا احساس میکنم ادم عادی نیستم و ی مشکلی تو اعصاب و روانم وجود داره

من تو خونه هیچ کار خونه ای انجام نمیدم اصلا مفید نیستم؛ انقدر لوس بار اومدم که... وقتی با جدی ترین مشکلات رو به رو میشم داخل تحصیلم دوست دارم دست به خودکشی بزنم؛ همزمان یک دوستی دارم که پدرش رو از دست داده و با مادر و برادر کوچکترش با شرایط خیلی بدتر از من زندگی میکنه و خیلی خوب تونسته از پس چالش هاش برمیاد... مشکلات من برای اون خنده داره....

تعجب میکنم که اخه چرا من هیچ وقت مثل این دوستم بالغ نشدم؟

اصلا توی مشکلات تحصیلی ک بماند...

هر وقت مهمون میاد خونمون عزا میگیرم سر پدر و مادرم داد میزنم که چرا دعوتشون کردین... گاهی از پدر و مادرم انقدر متنفر میشم میگم چطور تونستن منو به دنیا بیارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز