2777
2789
عنوان

مادر شوهرم

192 بازدید | 12 پست

سلام

نمیدونم شاید بهم بگین بدجنسم ولی من خسته شدم

من چند ماهه که ازدواج کردم توی این چند ماه مادر شوهر و خواهرشوهرم منو برای شام و ناهار دعوت نکردن و ما فقط برای سر زدن رفتیم اونجا ولی من چند باری دعوتشون کردم برای نهار و شام

مادر شوهرم ۱۰ روز مسافرت تفریحی بودن و پدر شوهرم خونه ما بودن ظهرا این هیچ اشکالی نداره بنده خدا یه نفر آدم بوده

حالا مادرشوهرم برگشتن و مریض شدن حالا شوهرم هی میگه این کارو بکن براشون این کارو نکن این بپز

درصورتی که همین شوهرم هیچ وقت برای من و خانواده ام لرزش قائل نبوده برای همین حس بد دارم

من برای روز مادر براشون هدیه خریدم بعد همسرم میگه جمعه دعوتشون کنیم خانواده ام رو کیک هم بگیریم ولی من بحثم مهمونی نیست بحثم استرس مهمونی هست من انقدر استرس میگیرم گه همه چی عالی باشه از معده درد میخوام بمیرم

حالا چیکار کنم ای خداااا 😭

و یه چیز دیگه من یه اخلاق مزخرف که دارم اهل تلفنی زنگ زدن نیستن ولی مجبورم هی بهشون زنگ بزنم احوال بپرسم😭 خدایا این دیگه چه اخلاق بدیه که دارم

بگو باشه

فرداشم مادرو خانواده منو دعوت کنیم

من خانوادتو دوست دارم براشون هرکاریم میکنم مطمئنم توام مث منی عزیزم 🤧😅

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه

اگه اخلاقت نیست زنگ نزن.چرا خودتو مجبور میکنی؟منم ادم زنگ زدن نیستم.خودشون کم کم عادت کردن که این آدم اهل تلفن نیس.اخلاقشه نه که بخواد بدجنسی کنه.برا روز مادرم بگو دعوت کردن بی احترامیه.ما کوچیکتریم وظیفمونه حضوری بریم.یا خودت وقتی بیرونه زنگ بزن بگو مادر مریضه.سر راهت یه سوپ بخر بده بشون.گناه دارن.خودم وقت نکردم...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه اخلاقت نیست زنگ نزن.چرا خودتو مجبور میکنی؟منم ادم زنگ زدن نیستم.خودشون کم کم عادت کردن که این آد ...

اخه شوهرم میگه همیشه به بهونه اینکه مامانشون توقعی هستن میگه این کارو بکن ناراحت میشن این کارو نکن ناراحت نمیشن من همیشه براشون سوپ فرستادم حتی برای خواهر شوهرم ولی اونا هیچ کاری برای من انجام نمیدن و من شدم کلفت شوهرم براش غذا درست میکنم ولی اون محبتش رو خرج مامانش میکنه

بگو بزرگترن ما باید بریم اونجا از این به بعدم انقد دعوت نکن سالی یکی دوبار کافیه

من هفته پیش برای ناهار دعوتشون کردم

انقدر نرفتیم که دستپخت مادرشوهرم از حافظه شوهرم پاک شده

تقصیر خودته چرا از اول انقدر محبت یه طرفه کردی وقنی اونا هیچ کاری نکردن یا شوهرت محبتی نسبت به خانوا ...

چون من گفتم نمیشه که شوهر رو بخوام خانواده اش رو نه ولی الان شوهرم من براش عادی هستم زیاله خونه خواهرش رو اون میبره بیرون ولی الان دو روزه میگم آقا جان زباله ها رو ببر ولی میگه وقت ندارم ولش کن و فلان

بگو باشه فرداشم مادرو خانواده منو دعوت کنیم من خانوادتو دوست دارم براشون هرکاریم میکنم مطمئنم توام م ...

خانواده منو تا الان یک بار دعوت نکردیم البته هفته پیش که خانواده خودش رو دعوت کردیم شبش من به مامان بابام و خواهرم و.. گفتن بیان و بهشون ساندویچ دادم🥲

خانواده منو تا الان یک بار دعوت نکردیم البته هفته پیش که خانواده خودش رو دعوت کردیم شبش من به مامان ...

باشوهرت صحبت کن و خواسته هاتم بگو

ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  14 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  15 ساعت پیش