2777
2789
عنوان

دوست کنترل گر

63 بازدید | 6 پست

بعضیها دیدید چجوری هستن همکار من میخواد بگه خوبم

ولی تا بخوای حسوده و کنترل گره

مثلا اگر از دفتر یه اداره میخوایم بریم تو باید اسم مینوشتیم خب منکه بلدم اسم اونو بنویسم چرا میاد بالاسرم وایمیسه

میخوام بهش بگم اگر بالای سرم وایسی خودت بنویس این دفعه که رفتیم دیدم یالای سرهمکار دیگمم وایساده ببینه اسمشو مینویسع

چقدر ادم میتونه بدبخت باشه مگر ما نوشتن بلد نیستیم که تو بالای سرما وایمیسی

بعد اینکه اول صبخ من زودتر رسیده بودم قسمت پذایرایی اداره برای مراسم خاصی داشتم صبونه میخوردم اون دیرتر اومذ بهش گفتم بیا اینجا نیومد گفتم میرم اونورتر پیش دوستاش وسط صبونه وچای من انتظار داره من بیتم پیشش با لحنی که انتظار داره من بیام بهم گفت تو نمیای اینجا گفتم نه دارم صبونه نبخورم چقدر بعضبها مضطرب وپریشانن این چ تربیت مزخرفیه مثلا مادرش خواسته کمال گرا تربیت کنه وای این سراسرش اسییبه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دوستمه و دختر چه

من خیلی وقتها باهلش دعوا کردک نتیجه نداده

ازلحنش از صحبت کردنش خیلی وقتها بدم اومده مثلا فکر کن راجب یه قومی حرف زدم بخدا حاضرم قسم بخورم اون تو عمرش یه نفر از اون قوم رو ندیده یه جوری با لحنی بهو گفت که اونها اثلا برای زن ارزش قایل نمیشن واینها انگاربیشترداشت منو تحقیر مبکرد

موندم چی بگم این چ وضع حرف زدنه اخع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز