مسخره نکنید واقعا درگیرم مثلا یه پسر اونم ماها که با هم دشمنی داریم چرا باید دفاع کنه
داداشم و مامانبزرگم و پسرعموم نشسته بودن بحث ازدواج داداشم بود داداشم خیلی ناراحت بود که کی گفته من میخوام ازدواج کنم و اینا بعد مامانبزرگم گفت مگه ازدواج چشه خواهرتم باید ازدواج کنه پسرعموم همون موقع میگه نه باباش اونو عروس نمیکنه
میگم چرا اینو گفت
میشه بگید مثلا چی با خودش فکر کرد که اینو بگه خیلی برام مهمه