دیشب مهمون داشتیم دوتا پسر بچه شلوغ خواهرم تازه رفته خونه خودشون یعنی عروسی کرده اسباب بازی های بچگیشو که زیاده جمع کردیم که ببره بچه دستشو برده توش برداشته شکونده ب مادرش گفتیم اینا امانته بچت شکونده چشم ابرو میبره بالا میاره طلبکار هم میشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.