از کارا اوایل ازدواجتون بگید بخندیم
من تازه عروسی کرده بودم همش خرابکاری میکردم ی بار در زود پز بازور باز کردم ترکید ریخت رو دستمو شکمم ی بار با سبزی خوردکنی دستمو بریدم دوتا انگشتم در حد چی برید بخیه خورد نصفه شب تشنم شده بود رفتم آب بخورم چشام خواب داشت امدم سرجام لحاف تختو محکم پرت کردم یه تیکش افتاد رو بخاری برقی یه دفه آتیش بلند شد داخلش پشم شیشه بود سریع لحافم سوخت ی بار حیاط میشستم آب رفت تو پریز تا ده روز پریز چراغ دستشویی برق داشت بیچاره شوهرم تا چن ماه بعد عروسی فقط داروخونه بود در حال خرید پماد سوختگی بتادین سرم شست و شو 😂😂😂
ی بارم قرمه درست کردم به جا لوبیا چیتی لوبیا کشاورزی واسه باقله قاتوق ریختم داخلش مامانم گفت چقد لوبیات بزرگ تازه فهمیدم باقلی رشتیه ریختم تو قرمه ...