[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
بهتره که به کسی که براتون ارزشی قائل نیست فکر نکنین درسته خوشحالم از این بابت
واقعا همینطوره
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
درسته نظر لطفتونه ممنون ولی خب میدونین چیه یکم بچه است و هنوز دقیقا شاید متوجه رفتارش با شما نشه ولی ...
نمیدونم چی بگم والا نمیتونم درکش کنم یا نمیدونم واقعا همینطوره
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
برای همه همینطوره کلا کاربر قابل درکی نیست فقط من برای اروین ناراحتم که بدجور گیر و گرفتار شده
🙁نمیدونم چرا یهویی اینطوری شد درحالی که من کاری نکردم من فقط مونده بودم وسط نمیدونستم چیکار کنم ولی از این طرف بنیتا همون دختر خاکستری چون که اون مارو باهم دوست کرده بود نمیتونستم دلشو بشکونم چون من الانم با دختر خاکستری دوستم و باهاش در ارتباطم نمیتونستم ناراحتش کنم از طرفم این کاربر و دوست داشتم ولی بیشتر بنیتا برام مهم بود چون اگه ولش میکردم دیگه بنیتا به حالت اول خودش بر نمیگشت چند روزی افسردگی گرفته بودم سر اینا
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
گاهی وقت ها واقعا آدم ها بین دوراهی های سختی قرار میگیرن چرا سعی نکردین آشتی شون بدین ؟ولی خب درکتون ...
من واقعا نمیخواستم دیگه آشتی کنم چون چندباری فقط خودش علکی بهونه آورد قهر کرد فقط ما میرفتیم ازش عذرخواهی میکردیم سر چیزای علکی فقط درحالی که ما کاری نمیکردیم نمیدونم به خاطر حالش که آسم داره یا چجوری آرزو زیاد حالش خوب نبود ولی مارو دوست داشت میدونم الان هم مارو دوست داره ولی غرورش بهش اجازه نمیده بیاد سمت ما بعد برای همین گفتم ولی ۳ بار قهر کرده فقط ما جلودار شدیم چرا دوباره باید باهاش آشتی کنم هرچقدر باهاش آشتی میکردم بازم قهر میکرد چون اخلاقش و متوجه شده بودم
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️