یک سال نیمه ازدواج کردم شوهر بی دلیل غرمیزنه دعوا راه میندازه سر چیزای خیلی الکی نمیزازه تنهایی از خونه بزنم بیرون اون روز که دعوا کردیم من بهش گفتم بیا بریم تا بیرون گفت نمیبرمت و همین شد دلیل دعوامون و وسایل شکوند و ازخونه پرتم کرد بیرون (ما طبقه بالا خانواده شوهر زندگی میکنم) بردارشوهرم بهم گفت بردارمن فایده ای برای تو نداره برو طلاق بگیر الانم سه هفته هست اومدم وهیچ خبری ازشون نیست و خانوادشم گفتن مااگه دوملیار خرج کنیم طلاقش میدیم
چقدر سریع خونوادش خواستن طلاق بگیرید 😐 از اول خوششون نمیومده ازت ؟
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
بعد حدود یک هفته پیش دختر عمش بهم زنگ زد گفت شوهرت بهم زنگ زد به منظور بد گفت بریم بیرون دور بزنیم وفلان اینا دوباره قط کرد زنگ نیم ساعت بعد گفت مگه اومدی قهر گفتم کی گفت قسم خورد ک خودم فهمیدم بعد دیروز دوباره زنگ زد گفت کجایی نیومدن دنبالت زنگ نزدن گفتم نه گفت میخوای خودم به شوهرت زنگ بزنم گفتم چی بگی گفت میگم فاطیما کجاست (فاطیما اسم خودمه) نیستش زنگ بهم زدم ج نداد گفتم ن نیازی نیست زنگ بزنی نظرتونو بگین تروخدا چیکارکنم
چقدر سریع خونوادش خواستن طلاق بگیرید 😐 از اول خوششون نمیومده ازت ؟
چون خیلی دعوا داشتیم اولین بارش نیست شوهرم که ازخونه میندازم بیرون بعد هردعوای میشه سریع میره زنگ میزنه به خانوادش یادادو بیداد میکنه اونا ک پایینمونن میشنون
بعد دوروز ک من خونه پدرم بودن پدربزرگم بی خبرازمن میره زنگ میزنه پدرشوهرم پدرشوهرمم خیلی حرفا زد این دختردلش بامانیست و میخوایم طلاقش بدیم پسرمونو چنگ میزنه الکی من دستم ب شوهرم نزدم