سلام.لطفا قضاوت نکنید و مسخرم نکنید.من مذهبی ام و18سالمه.یک دختر هست برعکس من بی حجاب.این دختر با رفیقاش داشت از مدرسه بر میگشت اول دوستاش بلند گفتن ستایش عروس شه صلوات.بعد گفتن دعای ندبه کیه و فلان رفتن جلو هی نگام میکردن.روز دوم هم هی نگام میکردن بعد دیدم مامان یکیشون داره من رو نگاه میکن.یکبارم داشتم نانوایی میرفتم سرش رو رو شونه رفیقش گزاشت بعد گفت 1 2 3.امروز هم مجلس فاطمیه بود دیدمش.اونم برگشت بعد رو شو مثل تنفر برگردوند.بعد با ابجی و مادرم که رفتیم اسنپ بگیره دختره اومد سمت ما رفت جلو تر بعد برگشت.یکروز هم چند تا دختر بودن فکر کنم رفقاش بودن بعد یکیشون گفت ستایش از این خوشش میاد طوری گفت که نشنوم ولی شنیدم.
بعدها توی زندگی مشترکتون سر عقایدتون به مشکل میخورید بنابراین به نظرم الکی بال و پر ندید
به نی نی یار قول دادم بحث تعلیق دار نکنم~ ✿کویر خود ماندن و روئیدن از هیچ هنر هست🌱~امشب همه در حال خضوعند و خشوع؛ تازه غمشان میشود از صبح، شروع؛ هر کس به دعایی شده مشغول، ولی؛ زینب شده ذکرش "مکن ای صبح طلوع"🥲~اگه بعد بحث و دعوایی توی تاپیکهاتون شرکت کردم به این علت نیست که پشیمون شدم یا یک همچین چیزی فقط کاربری های رندوم یادم نمیمونه~یک عاشق پاییز و زمستون☃༄~تف به قوم پدری، لعنت به قوم مادری~راجع به اعتقاداتم با هیچ کسی شوخی ندارم. توهین کنی، متقابلا بهت توهین میکنم~ازدواج سنتی به معرف محدود نمیشه. معرفی شدن توسط واسطه فقط یک مدلشه. آقا پسر که مذهبیه، دختر خانم رو میبینه که اونم مذهبیه، خوشش میاد میره به خانواده میگه، خانواده هم تحقیقات میکنند و اقدام میکنند برای رسمی کردن. گذشت اون زمان که ننه قلی، ننه گلی رو توی اتوبوس میدید و مادر رو ببین دختر رو بگیر بود.