2777
2789
عنوان

عشق و تنهایی

95 بازدید | 0 پست

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینم

دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم

قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم

...

گاهی نفس کشیدنت درد است و نکشیدنت مرگ...چه باید کرد درد کشید یا ... تو را گم کرده ام یا خویش را نمی دانم ...بعضی حرفها از جنس دردند ... گاهی کلام آنقدر درد دارد که در اعماق وجودت آن را احساس می کنی....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108