من از خانواده دورم گاهی میرم سر میزنم به خونه بعضی وقتا بابام ظرفهای نشسته روی سینک رو میشوره یا چای میخورم یادم میره بشورم میشوره ولی من دوباره بعد اون میرم مجدد ظرفها رو میشورم نمیدونم حس میکنم مردها تمیز نیستن خیلی ،یادمه چند سال پیش یکی از مردهای سرکار بهم یه چیزی تعارف کرد لقمه بود من دور از چشم اون پرت کردم سطل آشغال
چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ