محمد 24 ساله
من همین الان این متن رو از رو درد مینویسم و به خاک پدرم قسم که حالم اصلا خوب نیست خود خدا میدونه فقط 😞
من با یه دختر آشنا شدم و خلاصه همه جوره خوب بودش همه جوره
و حتی من یادمه یکم چم که ازش دور بودم برای اینکه ببینمش گفته بود گوشیشو میفروشه تا من برم پیشش
و حتی یکبار گفته بود رفتیم بیرون نون و پنیر میخوریم کافیه
یعنی منو بخاطر خودم میخواست و ما واقعا همدیگه رو دوست داشتیم و وابسته عمیق شده بودیم
بعد از مدتی فهمیدم که معتاد هستش و متادون مصرف میکنه و نمیذاره کنار ما چندین بار دعوا کردیم تا در حد کات و حتی من خودم کات کردم ولی اون با تهدید خودش و قسم خوردن قول گریه منو برمیگشتون تا اینکه دیدم تغییر نمیخاد بکنه و ترک نمیتونه بکنه و حتی بهم میگه از اینجا براش مواد بفرستم و بدجوری خمار شده بود و قاطی کرده بود
منم گفتم نه (خلاصه گفتم)
و اینکه امروز دیدش هرکاری میکنه من بر نمی گردم به یهو گفت ( چم که تو نمیخای باشی منم برمیگردم به مواد و هرکاری میکنم حتی از اون کارا تا مواد جور کنم ولی هرچی بشه تقصیر توهه چک که تو منو ول کردی )
و اینکه گفت میره توی گروه !
و دیدم واقعا رفته توی گروه و حتی یه شخصی بهش گفته (رل داره ؟ اونم گفته نه رل نداره!) 💔😔 و اینکه حتی توی چت بهم میگفت ( لامصب یه چیزی بگو تا راحت بیخیالت بشم
یه کاری کن ازت بدم بیاد )
و حتی من وقتی که بهش گفتم چرا توی گروه اون حرفو زده گفتش : 👇
مگه دارم؟ رل؟
تو رل من نیستی
توعشقم هستی بودی و میمونی
بین رل و عشق تفاوت زیادیه
رل یه وسیلس
یه وسیله برا ک,دن برا حرف زدن
برا وقت گزروندن
بچه نیستم از تو بهتر هم میفهمم
تو از دعوا خسته نشدی
از خودم خسته شدی
شایدم ازم بدت میاد
شایدم متنفری
شایدم این شیش ماه بزور تحملم کردی
وشاید خیلی چیزا
تو فقط خودتو میبینی
همش بفکر خودتی
مگه عکسامو نداری برو پخشسون کن
بزار تو گروه ها)
ولی دوستان عزیز 🖤 😞 من کارم دست فروشی هستش من خرجی خونه کرایه خونه میدم از ده هزار تومان بیست هزار تومان براش جمع کردم گوشی خریدم لباس خوب کنونی خوب هرچی که فکر کنید انجام دادم ! من از تهران پاشدم رفتم ۴ تا استان اونور در تا فقط ببینمش 😔 من خیلی خیلی خوبی ها کردم براش
ولی اون آخر گفت ( مگه من گفتم خوبی کنی ؟ ) 💔🥲🫤😞😔(بقیه پایین نوشتم جا نشد )