دیشب تو خواب دیدم رفتم نونوایی محلمون دیدم کلی نون مختلف از تنور درمیاره میزاره روی میز به شاطر گفتم کدوم رو بردارم در جوابم گفت هر کدوم دوس داری منم یه نون بزرگ گرد که روش نقش گل داشت انتخاب کردم خیلی خوشحال بودم هی با خودم میگفتم چقدر خوبه رنگش زرده زیر درختای پارک راه میرفتم دیدم یه درختی پر از گنجشکه یه تیکه از نون کندم و انداختم براشون اونا هم هی با اشتها نوک میزدن میخوردن امروز صبح دو سه تا نون لواش رو خورد کردم رفتم تو پارک انداختم واسه گنجشکا چقدر شبیه تو خوابم بود خیلی خاطره خوبی بود هیچ وقت یادم نمیره...