ما خونمون شهر دیگه س اینا دوسه روزه اومدن اینجا بعد بکم کدوحلوایی تیکه تیکه شده مونده بود شوهرم سرکارهدثتا تیکه کنده واسه اون گذاشتیم کنار هی م میگفت گناه داره شوهرم و فلان بعد سه تا کاسه شد دوتاش دوتا تیکه بود یکیش یه تیکه .دوتیکه هه جلومن بود یه تیکه هه جلو مادرش بهو دیدم جابه جا کرد دوتیکه شو خودش برداشت اون یه تیکه روحلومن گذاشت.الهی سر دخترش بیاد
الهی به حقه پنج تن دخترش کدو حلوایی گیرش نیاد هیچوقت😁😁😁
توی ثانیه به ثانیه های زندگیم خدا رو با تمامه وجودم حس کردم...وازش ممنونم که توی فراز و نشیبهای زندگیم همیشه یارو یاورم بوده...ازش ممنونم که حبِ ائمه رو توی دلم قرار داده...خداجونم ازت متشکرم که منِ بنده ی ناچیزت رو با وجودِ تمامِ گناهاش تنها نگذاشتی ...من همیشه به تو محتاجم لحظه ایی و آنی مرا به حاله خودم وا مگذار❤❤❤🙏🙏🙏