2789
عنوان

مشاعره

33 بازدید | 6 پست

همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید اخر


نهان کی ماند ان رازی کز او سازند محفل ها

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفتآیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت ازرده گزند مباد

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ماچیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

اگر آن ترک شیرازی به دست  آرد دل ما را 

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

اگه تونستین یه صلوات برا فروش بیشتر برام بفرستین بهم بگین که فرستادین ۵ تا براتون میفرستم💚) زندگی یک فهم است ، فکر زنجیر کنی یا پرواز ، در همان خواهی ماند.... از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامي؟گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه، زندگي خودرا بر پنج اصل بنا کردم:*دانستم رزق مرا دیگری نميخورد ، پس آرام شدم!*دانستم که خدا مرا ميبيند ، پس حیا کردم!*دانستم که کار مرا دیگری انجام نميدهد ، پس تلاش کردم!*دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم!*دانستم که نیکي و بدی گم نميشودو سرانجام به سوی من باز ميگردد ،پس بر خوبي افزودم و از بدی کم کردم!و هر روز این 5 اصل را به خود یادآوری ميكنم.

آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی 

کاش  یا رب که نیفتد به کسی کار کسی 

اگه تونستین یه صلوات برا فروش بیشتر برام بفرستین بهم بگین که فرستادین ۵ تا براتون میفرستم💚) زندگی یک فهم است ، فکر زنجیر کنی یا پرواز ، در همان خواهی ماند.... از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامي؟گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه، زندگي خودرا بر پنج اصل بنا کردم:*دانستم رزق مرا دیگری نميخورد ، پس آرام شدم!*دانستم که خدا مرا ميبيند ، پس حیا کردم!*دانستم که کار مرا دیگری انجام نميدهد ، پس تلاش کردم!*دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم!*دانستم که نیکي و بدی گم نميشودو سرانجام به سوی من باز ميگردد ،پس بر خوبي افزودم و از بدی کم کردم!و هر روز این 5 اصل را به خود یادآوری ميكنم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سرکار

1290 | 9 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز