2777
2789
عنوان

تنفر از شوهر

1220 بازدید | 11 پست

سلام دوستان

من ٨سال ازذواج كردم،پسر٥ساله دارم،از ابتداي زندگي شوهرم ثبات شغلي نداشت و مدام تغيير شغل ميداد در كار ازاد،مدام  ه هفروش طلا سكه ماشين به نوعي،دنبال كارهاي پرريسك بود.

اهل خوشگذروني و خنده بي خيال..

از نظر جنسي هم از روز اول سرد مزاج و بي ميل بود حتي ماه عسل ارتباط نداشت براش مهم نبود خجالت و وسواس داشت د زمينه

عليرغم ميل من و تلاشهايم دارو دكتر ژل قرص مصرف نميكرد و همش بهونه هاي مختلف ميگرفت ،از زمينه كاري هم تا الان پول هاشو به نحوي ازدست داد و هيچگونه حرف شنوي از اطرافيان نداشت.و نداره

از نظر توجهي و محبتي هم اصلا نبينه ادمو،مو ارايش لباس جديد هيچي نبينه

يا نهايت بگه بابا خوشتيپ!

هميشه گفته لياقت فلاني از تو بيشتره

به نحوي كوبونده منو كارهامو 

و چون توقع كمك مالي از خانوادم داشت و براورده نشد

مداوم توهين،ايرادگيري از خانوادم و كارهاشون داره .

بخاطر عدم براورده كردن نياز روحي جسمي و حمايتي سالهاست تصميم به جدايي دارم بخاطر پسرم همش ميترسم.

اما متاسفانه دهن بد و فحش

تنبلي

خواب

بي مسوليتي

عدم كمك توو خونه

عدم بلوغ اقتصادي و..

سرد شدم و ميدونم اين موارد بيشتر به ضرر پسرم هست تا نبودن پدر دركنارش،


مشاوره سكستراپ روانشناس و..هم تنها و با ايشون رفتيم ادامه نداد و قبول نداره!


الان بدهكاري وورشكستگي هم به اين موارد اضافه شده

و خاطرات بارداري زايمان توهين ها تندي ها از ذهنم نميره

خيلي فرصت دادم خيلي

با نامه با ولسطه با دكتر با قهر با گريه

نتيجه موقت داده..

بارها گفتم نميمونم با اين موارد

حرفم جدي نميگيره.

نظرتون چيه دوستان؟



خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

تفاوت سني ٥سال تحصيلات ليسانس،ايشون فوق ديپلم. وضعيت مالي خانوادگي ايشون سطح كمتر از خانواده ما.

چرا باهاش ازدواج کردی خب

اين نفس هاي عميقي ك ميكشيم   همون حرفاييه ك نميزنيم!

خيلي بلاتكليف هستم

دادگاهاي ورشكستگي تا٢ماه ديگه شروع ميشه

موندن باب ميلم نيست هيچ دلخوشي ندارم

رفتن بخاطر بچه قدرت تصميم گيري ندارم.


مشاور تست گرفت گفت ايشون خودراي هست

دوستداره فقط محبت ببينه

فكر اينده مالي نيست

فقط فكر خنده مسافرت رقص و..


گفت تفاوت فاحش هست

مشاوران مختلف ميگفتن ما باورمون نميشه اينهاييكه ميگي



ولی عزیزم مگه روز اول اینجوری نبوده..چراباهاش ازدواج کردی.درضمن چرا قبل بچه جدا نشدی

من هونحایی خراب کردم                                         که فکر کردم اگه                                          احساسمو صادقانه بگم بهتره...!!!

چرا عزيزم

فكر كردم با وجود بچه مشكلات حل ميشه

سرم گرم ميشه

خودش ميگفت بچه بياد فلان كار ميكنيم و..

كلا بيخياله

بارها مشكلات و كمبودها گفتم

فقط نگاه ميكنه!


تا يكي دوسال پيش اعتراف ميكرد من كم گذاشتم

خودشو ميگفت.



عزیزم خودت بهتر میدونی که چیکار کنی و بهترین تصمیم رو اتخاذ کنی.

اگه قصد جدا شدن هست زودتر تصمیم بگیر ولی با این وضعیت تنها دلیل موندن شما بچه هست.

ولی این هم مشکلی نیست.تلاش شما برای کنار اومدن و سازش باشه. اما اگر خدایی نکرده خواستی جدا بشی بچه مهم نیست.دوست من پدر و مادرش بعد بیست  و هشت سال زندگی مشترک از هم طلاق گرفتن.

دوتا دختر بیست و شش ساله و بیست و دو ساله هم دارن.

من چند روز پیش دلی را شکسته ام*من را*به رسمیت بشناسید سنگ ها
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز