من ۳ تا خواهرناتنی دارم تنی هیچی ندارم .
اخلاقاشون بده خوشم نمیاد از اخلاقشون
دخترم ول کن نیست چون تنهاست دوست داره بیان با بچه هاشون بازی کنه
مثلا از من توقع بیجا دارن . من اصلا خوشم نمیاد ناهار با شام خونشون برو وضعیت اقتصادی همه بده
بعد از ناهار میرم دوساعت بچه ام بازی کنه
ولی اونا دوست دارن ناهار بیان و به کم هم قانع نیستن
مثلا به سوپ یا غذایه سبک راضی نیستن
اومدنی من باید کلییی ناهار مثلا زرشک پلو قرمه سبزی و..... درست کنم بخورن ببرنم تازه ام باید باشه غذا
گشنه واقعی شکمشون سیر مونی نداره .
ولشون کنم یخچالمو خالی میکنن میبرن شبیه زامبیا میمونن بخدا رفتنی ام کلی ناراضی ... کلی حرف در میارن پشت سرم
منم یه نفرم رفتنی دخترم تایه چیزی میخوره به هم نگاه میکنن میخندن
سر همین گفتم بهشون ازاین به بعد نه من ناهار میام نه شما بیایید
دوست ندارم
حرف بدی زدم
بهشون بر خورده .....