هم هوا دلگیره
هم همسرم بی معرفت
هیچ وقت اهل غرغر کردن نیستم، کلا آدم ساکت و دلسوزیم
همسرم وقتی تنهاییم میگه چقدر خوبی و مظلومی و فلانی و بهمانی
همین میریم تو جمع خانوادش همه چیز برعکس میشه
می خواد واسه داداشاش و زن داداش هاش خودشیرینی کنه میگه استرس دارم اونا میگن چرا همسرم میگه علت استرسهام اینجا نشسته(یعنی من) یا میگن فلانی موهات ریخته میگه حالا زن بگیری من من بدبخت میشی و....
خلاصه یه کاری کرده ،انقدر اینجوری بهم بی احترامی کرده که یکی از داداشاش خیلی ساله بامن اصلن حرف نمی زنه با بچه هان هم همین طور ،
در کل بگم بقیه خانوادش با من و بچه هام بخوان حرف بزنن انگار باید بهشون پول بدم به زور
حالا شوهرم برای زن داداشاش هاش مثل رفیق و داداشه،
ببخشید چون ذاتا اهل غر زدن نیستم گفتم بنویسم که دلم واشه