بابا من یه اشتباه کردم یه بستنی خوردمبقیه مریضننمیتونن بخورن منم داشتم یواشکی میخوردم یهو داداشم دید ازمکوچیک تره
حالا بیا اینوجمعش کن
رفته بود اعصاب مامانمو خورد کنه منم توپید بهش گفتممریضی دیگه چی میگی بعدا واست میخرم اینم عصبی انگار پولشو خورده باشم ازمکوجیکتره ها هم قدش هم وزنش از پاهام گرفت با سر خوردم زمین از حرصم یه لگد زدم جا خالی داد خورد به تخت مامانم ترسید پاشد گریه کرد به سر خودش میکوبید میگفت من از دست شماها چیکار کنم حالا من بدبخت هم سرم خورده زمین همپامو کوبیدمتخت مقصرممنم🙂 حالا بابامبیاد اونم یه چنتا چیزمیچسبونه بهم