از خانواده ام که انقدر فقیرانه رفتار میکنن درحالی که فقیر نیستن .
از بیشتر اطرافیانم .
اونقدر از اول بد باهام رفتار کردن حتی مادر خودم که فقط فکر میکردم مبادا بهم خیانت بشه چرا چون حس میکردم شوهرم از من بهتره 😑الان که چشمام باز شده چتد نفر بهم گفتن خودت از شوهرت خیلی سری ،برا مامانم تعریف کردم میگه میخوان زندگیتو به هم بزنن 😖دلم برا خودم میسوزه ،فهمیدم مشکل اعتماد به نفس من خودم نبودم بلکه اطرافیان بودن بعد هی با کلی روانشناسی زرد سراغ خودم میرفتم که چرا اعتماد به نفس نداری . مامانم همش میگه چرا با شوهرت اینجور رفتار میکنی درحالی که من عهد بستم با خودم با هرکی مثل خودش باشم ،وقتی به من حس تنهایی میده توی خانواده اش و فامیلش منم این حسو بهش میدم .مامانم برداشته یه تومار نوشته برای نصیحتم .
اصلا نمیخوام دیگه برم خونشون ،هرموقع میرم اونجا غم عالم تو دلم سرازیر میشه