شوهرم اوایل از یزید بدتر بود
حالا خداروشکر بهترشده
نمخوام کشش بدما منو به حدی اذیت کرد و ازار داد میخواستم بکشم خودم رو ولی جدیدا ماه شده خداروشکر
به خودش چیزی نمیگما الانم خداروشکر میکنم بابت اینک خوب شده
ولی گهگداری یاد اون روز ها میوفتم حالم بد میشه انگار همه خوبی های الانش برای هیچی میشه
کسی تو شرایط من بوده شما چیکار میکنین ک دیگ یاد اون روز ها کزایی نیوفتین
میدونم نباید فکر کنم ولی دست خودم نیست