2777
2789
عنوان

میشه بیایید

72 بازدید | 12 پست

با همسایمون حرفم شد ما ارتباط تقریبا خوبی باهم داشتیم طبقه بالامون هست واقعا ناراحتم ووست نداشتم اینطوری بشه سر هزینه ساختمون اونا مدیرن هر موقع هر خرجی میشد مشا حتی اگه به ساختمون ما ربط نداشت ولی مشا بود ما زودتر از همه تا می گفتن پولو براشون کاریز می کردیم حتی بعضیا نمیدادن خودشون هم می گفتن فلان کس همکاری نمی کنه ولی شما خدایی بدون هیچ حرفی زود پولمون رو میدید ولی واسه خونه ما یه مشکلی پیش اومد که با همون هنسابه بالایی شریک بودیم بهشون گفتیم اینقدر خرج داره قبول کردن ما پولو پرداخت کردیم چند ماه گذشت هی بهونه آوردن که نداریم در حالیکه دستشون پول هست ولی ندادن تا اینکه امروز تو راه پله دیدمش گفت این همسایه بغلی پول شارژو که خیلی کم بود نداده غر زد ما زحمت می کشیم باید همه همکاری کنن منم حرف نزدم عجله داشتم رفتم ولی تو پیام براش هر چی تو دلم بود نوشتم که شما خودتون هم همکاری نکردید چند ماهه ما هزینه کردیم شما پرداخت نکردید ما حرفی نزدیم مثل اینکه تازه اومدن خونه پیاممو توند صداش میومد دادو فریاد راه انداخته بود با شوهرش اونم که مطیع زنشه نمی دونم چی می گفتن نمی دونم کارم درست بود 

خدایا به امید تو

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

آره مودبانه بود ولی جواب نداد دوست نداشتم اینطوری بشه مجبور شدم

  ولش کن  دیگه هیچ کاری نکن  تو راه پله هم دیدی یه سلام معمولی نه خیلی گرم و تمام   از این به بعدم شما مثل بقیه هزینه رو پرداخت کنید تا ادب شن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792