گناهه زن و نشوری ها چون خیلی زنه هم معذبه مثل من بدبخت رفتیم خونه برادر شوهرم دوستاش اونجا بودن سه تا بودن یعنی نفس میکشیدم نگاه میکردن خمیازه میکشیدم میگفتن اخی خوابش میاد هرکدوم یه زری میزدن صد بار خواستم ترک کنم گفتم زشته دعا کردم زناشون نفهمم دیدم دیره ..ولی میدونی بدیش این بود زناشون از چشم من میدیدن به من محل نمیدادن تا اومدیم خونه شوهرم به داداشش پیام داد این ادما هیزو راه نده خونت گفت اولین بارشون بود به خدا خیلی خوبن تا حالا به زنم چپ نگاه نکردن شوهرم گفت من به زن تو چیکار دارم زن من و قورت دادن میخواستم پاشم یکی یکی بزنم بندازم بیرون
قربونت عزیزم از شانس خوبم زیبام از شانس بدم در معرض دید زنا نگام میکنن میخندم شوخی میکنم ولی مردا رو نگم الان ۱۳ بدر شوهرم همش دنبال یه جا میگرده مگس پر نزنه 😅🥲🥲خیلی زود جوش میاره تو خیابون باهاش راه میرم کل هواسش به منه یا یقه یکیو میگیره میگه به زنم چشمک زدی هرچی میگم ندیدم بریم یا دونفر رد میرن میگه چی گفتن میگم هیچی به خدا اصلا ازادی ندارم همش تچ ذره بینم