2777
2789
عنوان

مادرم دشمن من

81 بازدید | 2 پست

از بچگی جلوی همه تحقیرم میکرد ،،در صورتی که فامیلای ما بچه هاشونو‌از فرش ب عرش میبردن و اقا و خانم میزاشتن کنار اسم بچه هاشون، هیچوقت منو قبول نداره و انقدر اذیتم کرد که افسردگی کشیدم و. وقتی بهش گفتم منو‌ببرید دکتر ،پدرم‌دستمو گرفت میخاست وسط خیابون منو‌بندازه بره، خدا شاهد هست اون شب رو، چ دردایی که نکشیذ قلبم و الان خونه مادرشوهرم‌هستم و هنوز عروسی نکردیم،الان هستم اینجا و میگم خدایا شکرت خونه خودمون نیستم ،فقط نمیزارم خانواده شوهرم بفهمن چ خانواده بذی دارم، دلم خیلی بی آرامش هست وقتی میبینم این همع سال زندگی کردم هیچکس پشتم نیست و خانواده ای ندارم، میدونه چ کسایی دشمن من هستن و قصد اسیب زدن دارن اما ب من میگه تو ادم بده هستی و‌تو‌بد هستی 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792