2777
2789
عنوان

مسخم کمک کنید

103 بازدید | 12 پست

سلام بچه ها ازدیشبه اصلا حالم خوب نیست 

انگار خودم نیستم انگار قراره بمیرم ی جوریم انگار فقط منم تو این دنیا 

نا امیدم احساس پوچی دارم پر از استرس و اظطرابم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

میفهمم چی میگی عزیزم 🫂🫂همه همینیم من بجایی رسیدم حتی خدا خدا نمیکنم میزارم روزگار بگذره تهش با هر درد و خوشحالی میمیریم اگر خیلی اضطراب داری شب که همه خابن سجاده پهن کن بشین با خدا درد و دل کن گریه کن دعا بخون دلت اروم میگیره 

گاه باید خندید بر غم های بی پایان🖤

میفهمم چی میگی عزیزم 🫂🫂همه همینیم من بجایی رسیدم حتی خدا خدا نمیکنم میزارم روزگار بگذره تهش با هر ...

فدات بشم عزیزدلم ممنونم از راهکار خوبت🥹🫂🫀من پنیک دارم بدتر میشم هر بار نمیدونم دیگه چکار کنم

فدات بشم عزیزدلم ممنونم از راهکار خوبت🥹🫂🫀من پنیک دارم بدتر میشم هر بار نمیدونم دیگه چکار کنم


قربونت بشم وقتی نصف شب خودت و خودت میتونی هرچی تو دلت داری با خدا درد دل کنی میتونی گریه کنی میتونی دعا کنی امتحان کن ارزششو داره الهی ک خیلی زود خوب بشی

گاه باید خندید بر غم های بی پایان🖤

سلام من حدود ۲۴ روز پیش اضطراب شدید گرفتم چندین روز درگیر بودم بی قراریه شدید گرفتم ۵ سال پیش هم داشتم خداروشکر بعد ماه ها خودش فروکش کرد 

وسواس فکری هم خیلی داشتم ‌افکار‌به‌شدت بی ارزش که میترسوندن منو ولی خداروشکر همشون گذشتن هیلی خفیف شدن 

الان بعد ۲۴ روز وارد حالت مسخ واقعیت و دیشب هم پنیک مسخ شخصیت شدم فقط اروم باش خودمم پنیک شدم دیشب ولی اروم میشی به مرور از شدت اضطرابه شما میتونین علائمتون‌رو‌بگین؟ 


مثلا برای من که میاد یهو میگم دنیا چیه من کجام هرکاری که میکنم دنبال معنا میگردم یا مثلا اطراف انسان هارو که نگاه میکنم بعضا وقتی این حس هست انگار یجوریه الکیه 

قابل توصیف نیست شما هم علائمتون رو بگین

سلام من حدود ۲۴ روز پیش اضطراب شدید گرفتم چندین روز درگیر بودم بی قراریه شدید گرفتم ۵ سال پیش هم داش ...

سلام عزیزم خوبی 

من دوساله درگیر این حس شدم هم مسخ شخصیت هم واقعیت 

جلو اینه میرم مبگم من کیم من چیم انگار خودمو نمیشناسم 

دنیارو میبینم میگم چیه چجوریه اخرش چیه 

حتی ب عقربه های ساعت گیر میدم میگم چرا ساعت هس چرا میچرخه چجوری اینجوریه چرا من اینم 

گاها حس میکنم جدا از بدنم ی ادم دیگم 

انگار الزایمر دارم ولی همه چی هم یادمه 

حال بدیه دو ساله انگار خودمو نمیشناسم دلم برای خودم تنگ شده 

حتی میگم اینا چرا خانواده منن چرا اینن چرا اینجورین انگار نمیشناسمشون 

دست و پام میگم چرا دست پای من اینه چجوری این شده 

اصن حرفا و فکرای ک لذت ازم گرفته

سلام عزیزم خوبی من دوساله درگیر این حس شدم هم مسخ شخصیت هم واقعیت جلو اینه میرم مبگم م ...

سلام منم دو ساله درگیرم و واقعا خسته شدم روانشانس هیچ کمکی بهم نکرد جدیدا خیلی ترسای دیگه بهش اضافه شده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   مهتاب۱۸۱۳  |  42 دقیقه پیش
توسط   nnnnop  |  26 دقیقه پیش