2821
2789
عنوان

پیشنهاد مدیر

89 بازدید | 11 پست

جایی مشغول به کار بودم خیلی اول  محیط مناسبی بود 

دوستانه بود و همه با همکار کنار هم بودیم تعداد مون ۷ نفر . نمیتونم بگم چه شغل فعالیت داشتم 

با خانم مدیر هم دوست بودیم خودش خواست با من دوست بشه ...

مدام پشت شوهرش که مدیر مون بود به من می‌گفت و می‌گفت و یکسال قصد جدایی داشت 

خلاصه میزاره می‌ره همه لوازم خونه جمع می‌کنه و در خواست مهریه .... میده 

و تو این روند به من پیشنهاد ازدواج میده من به دل نگرفتم گفتم مرد ها وقتی شکست میخورن می‌خوان برای انتقام به همه پیشنهاد  بدن . ولی دیدم به اون یکی همکار ام اسرار که قصد ام با فلانی جدی و راضی اش کن ....هی اونا اسرار به مدت یک ماه و در آخر کارمو تازگی ول کردم اینم بگم ااااااا هزار نفر تو محیط کار اومدن به خودش گفتن که فلانی خوشمون اومدهههه

 حالم اصلا خوب نیست . اینم بگم دخترش عاشق منه و کلا چند باری بردمش خونه پیش خودم و هر کی میپرسید من و نسبتی باهاش دارم می‌گفت خواهرمه . اینم بگم باباش از من یک ماه کوچیک تر ام بود (مدیر) 

خیلی حالم بده نمی‌دونم چرا 

خیلی خسته ام دیگه اینم بگم چهره ام معمولی عمل ندارم چهره ام معصومانه میشه سال ب سال 

🕊

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من ۲تا  دوست دوران دبیرستان دارم ک یکیشون معلم شده یکیشون پرستار جفتشون هم ۳۳ساله هستن 

بعد من چون کلاس قرآن میرم ب استاد قرانم گفتم ک دوتا دوست با این شرایط دارم اگه مورد مناسب سراغ داشتین ممنون میشم معرفی کنید(البته با هماهنگی دوستام بوده یعنی در جریان بودن )

بعد از مدتی استاد بهم پیام داده ک ی دوست مطلقه دارم شماره اون خانم پرستار و معلم رو بدین ک معرفی کنم 

دهنم وا موند گفتم ماشاالله ب اشتها طلاق داده حالا میخواد خانم معلم یا پرستار بگیره 

بره یکی مثل خودش پیدا کنه .ن ک دختر مجرد و دوشیزه  بگیره  

اصلا ب دوستام نگفتم در موردش 

عجب ادمیه. بگو بزار جدا بشی از زنت بعد دنبال یکی دیگه بیفت. گول نخوریا

سر موضوع ای بحث کردیم سر اسکرین پیام زن اش ک بهم گفته بود خانواده ام گفتن مهریه ات بگیر ازش جدا شو... و من به خانم اش گفته بودم جدا نشو حیف مرد خوبیه واقعا آدم خوبی بود اما زنش دوسش نداشت ... اونم بخاطره بلد نبود با ی زن چطور رفتار کنه 

🕊
دخترش رو نگهداشتي گفته اين خوبه واسه بچم

آفرین دقیقا من نگه نداشتم خود دخترش وقتی مامان اش میومد پیش ما سریع میومد پیش من کلا می‌چسبید به من هر جا می‌رفتیم میگفتن دختر شماست ... واقعا حس میکردم از برادر زاده و خواهر زاده من باشه 

مثل بردار مدیر می‌دیدم چون واقعا اونم مهربون بود منم براشون جبران میکردم 

🕊
من ۲تا دوست دوران دبیرستان دارم ک یکیشون معلم شده یکیشون پرستار جفتشون هم ۳۳ساله هستن بعد من چون کل ...

من خودم ببینید جدا شدم سه سال گذاشته رفته اما دوست داشتیم همو شرایط یار نبود ... من هنوز مهر طلاق ام نخورده چون لحظه آخر دو دل میشدم بماند اذیتت کرد تو روند دادگاه .... ولی می‌خوام بگم منی که خدای خوش بینی و امید وار به زندگی بودم الان باید از همه بپرسم ... من شوهر خودم تو روند طلاق همین کارو کرد برای همین واقعا حالم بده چرا آنقدر راحت میتونن

🕊
حالا چرا از كار اومدي بيرون وقتي مدير خوبي بود

خودشم نخواست چون گفت اسکرین پیام بده گفتم نمی‌دم چرا هم جنس منو بخوای اذییت کنی ... و بعد براش فرستادم. گفتم دیگه ب من ن پیام بدید تا تماس بگیرید .مدیر خوبی بود چون من خوب بودم چون من همه میگفتن خیلی خیلی صداقت داشتم در کارم و از همه مهم تر . خیلی بهش کمک کردم. 

و بعد زن اش بهم گفت هیچی نداره بهش پتو و بالشت تشک تو جهاز ام دادم خلاصه من خودم کم نذاشتم اما فهمیدم مرد ها اگر خوبی می‌کنن نظر دارن در قبال خوبی من صفر بودا

🕊
خودشم نخواست چون گفت اسکرین پیام بده گفتم نمی‌دم چرا هم جنس منو بخوای اذییت کنی ... و بعد براش فرستا ...

حالا اين تازه جدا شده و گرفتار با زنش هست  هم سعي كن نه با خودش و نه با زنش در ازتباط نباشي نياز هم نيست بهشون مستقيم بگي همينكه توجه نكني ب حرفاشون كم كم قطع ميشه


حالا اين تازه جدا شده و گرفتار با زنش هست هم سعي كن نه با خودش و نه با زنش در ازتباط نباشي نياز هم ...

کلا قطع ارتباطات انجام دادم و خیلی اینطوری حالم بهتره اما شغل ندارم حال خوبی ندارم . تا بجایی این شغل ام هم فرکانس با من بود خدا برای همه بسازه فقط 

🕊
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز