ما عقدیم شوهرم حدود ۵۰۰تومن پول داشت پس انداز البته با هزار تا قرض شریک با بابا و داداشش ولی همه زحمت ها شوهر من میکشه الان پدر شوهرم یک مدته مریضه اصلا کار نکرده خرج خونه هم گردن شوهر منه دیگه البته داداش هاش کمکش میدن ولی اندازه شوهرم کار نمیکنن بعد وام ازدواجمونمم دادن اونم گذاشت رو اون پس اندازش که باهاش یه وام بگیره الان حدود ۸۰۰تومن داده یه نیستان آخرشم همه میشینن پشت اون ماشین حتی یک پژو هم داریم اونم همیشه دست این و اونه همه چیشون شریک خیلی ناراحتم بعد قول طلا ب من داده بود الان میگه این پولی که مال وام میخا وسیله ها بخرم ازش. نهایت فک کنم ۱۰۰تومن بمونه دیگه من خودمم میدونم بدش ی تیکه کوچیک طلا دلداریم بدین ممکن سکته کنم