کسایی ک باهاشون اوتیسم بودن
بچم ۱۹ماهه بیشتر کلامات یادش رفت
خیلی کم گاهی رو پنجه راه میره
دستاشو تکون میده
نق نقو شده
امروز ب سقف خیره شد الکی خندید
قبلا درب بطری باز میکرد یادش رفته
اسم صدای حیوانات یادش رفته
تا چندماه اول بغل هیچکس نمیرفت
ب لک رو لباس گیر میده
ب اشغال رو زمین گیر میده
پارچه بر میداره تمیز میکنه
بخاطر رفلاکس شدید بچگی یکم سرشو عقب میزاشت و بخوابه میگم جوجه چی میگه .نمیگه جیک جیک .قبلا میگفت میگه جوجه حرفای منو تکرار میکنه