دارم میمیرم یکم اینجا حرف بزنم دلم خالی شه😭
خانما من و یه پسری ک پسرخاله مامانمم هست خیلی همو دوست داریم و چه زجر ها ک نکشیدیدم و چه کارها ک نکردیم ولی خانوادم بازم مخالفت کردن
پسره عالم و ادم روفرستاد جلو ولی هردفعه خانوادم یجور خوردش کردن یجور غرورش روشکستن ولی ب رو خودش نیاوارد
و واقعا هیچ مشکلیم نداره و همه چی داره
ولی خانوادم منو میخوان بدن ب پسر خداااا
چندساله
حالا مدتی پیش یکی دیگه اومد جلو براخواستگاری و مامانم منو تهدید کرد اون لحظه ک حرفی بزنی میکشیمت و دیگه تموم میشه
منم خدا زد تو سرم و گفتم کلا شوهر نمیکنم دیگه
ولی بعدش انقدر گریه کردم انقدر حالم خراب شد ک دیگه فهمیدن حرف دلم نبوده
حالا پسره دلش شکسته و بهشم حق میدم من نبایدتوهیچ شرایطی پشتشو خالی میکردم
ولی بهشم گفتم غلط کردم و درستش میکنم
ولی هنوز ناراحته و حالش بده
تااینکه سرد شد نه از روفراموشی نه
از روی ناراحتی
الانم بحثمون شدوگفتم میرم ک راحت بشی
ولی دارم میمیرم و دلم میخواد خودمو بکشم ک راحت شم چون من بدون اون نمیتونم😭
شما یه چیزی بگید دلم اروم شه