از اینکه عمرمو گزاشتم خواهرمو بزرگ کردم مامانم میرف اینور اونور من قبول میکردم نگه دارم اون یکی خواهرم قبول نمیکرد حتی بی مهریم میکرد از اتاق بیرون شون میکرد پوشک شون شیرخشک شون همه چیشون بامن بود الان ن تنها کسی کمک دست بچه خودم نیست بلکه عقده ی اینکه اون بیرون شون میکرد سر بچه من خالی میکنن الآنم بخاطر پول این دوقلوها میرن سمت همون خواهرم بهشون بی محلی کرد سرشون داد میکشید