سر سفره ناهار بودیم بهش گفتم لقمه چند ثانیه تو دهنش موند وقتی قورت داد اسم نی نیمون رو گذاشت. بهش گفتم وا شاید دختر نباشه گفت انشاالله هست وقتی هم داشتم میرفتم سونو بهم گفت اگر دختر بود بهم زنگ بزن اگر پسر بود نمیخواد زنگ بزنی اومدی بهم میگی. زنگ زدم گفتم به خواستت رسیدی برگشتم خونه برام دسته گل و شیرینی خریده بود . واااای یادم اومد چقدر خوشحال شدم
خبر بارداری منو شوهرم بهم داد😐اخه علوم آزمایشگاهی خونده و کارمند آزمایشگاهه .خودش ازم خون گرف خودشم ازمایشمو انجام داد و زنگید گف مثبته😍😍سرشم حسابی شلوغ بود نشد ابراز احساسات کنه😁