برای خالم برای داییم از همه بیشتر برای دختر خالم
برای شبایی که با هم بودیم
همه چیز از ازدواج مجدد خالم شروع شد طرف اومد کاری کرد همه به جون هم بیوفتیم بخدا شیطان بپد تو لباس آدم بعد از چند ماه خالم مچشو گرفت طرف بیمار جنسی بود با زنای متاهل رابطه داشت و از رابطه فیلم میگرفت و یه فایل مخصوص داشت خالم با پلیس رسید بالاسرش لخت با اون زنا حالا طرف موجه بودااا و به مرور خالمو از خانواده جدا کرد داییم رو از خانواده ما رو بد کرد با مادر بزرگم و دایی و خاله اصلا رید تو خانواده رفت
البته قبل از ازدواجش بابام امار طرف رو در اورد که چقد زن صیغه ای داشته ولی حیف که خالم گوش نداد
دیگه مثل اول نشدیم هیچوقت
تا اینکه داییم داشتن با یه خانمی اشنا میشدن برای ازدواج که مادر عروس و داماد بحثشون شد و از اخلافی که وجود داشت بین ماها سو استفاده کردن و حرف ساختن که مادرم پشت خالم گفته در صورتی که نگفته بود و دیگه کلا پاشیدیم ار هم
عکسامونو میبینم چقد دلم پر میکشه برای اونموقع ها
اگر شوهر اول خالم معتاد نمیشد هزگز این اتفاقا نمی افتاد اونا عاشق هم بودن لعنت به اعتیاد کاش هنوز پیش هم بودیم دور هم بودیم
منو و دخترخالمم دعوامون شد چون به مامانم بی احترامی کرد و سلام جواب نمیداد ولی با من خیلی خوب بود پلی طاقت نیاوردم دیگع باهاش بحثم شد
دلم برای اون جمع و اون خانواده تنگه 💔