۲۴ سالم بود خدا پسر مو بهم داد فلج مغزی و نابینا از این مطب به اون مطب شبانه روز گریه کردم و خودمو زدم دعای مرگ خودمو بچمو میکردم اشک اشک اشک ولی الان دیگه اشکم در نمیاد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ممنون عزیزم آدمهای خیلی خوبی تو این سایت پیدا میشن
لطف داری عزیز دلم..
ولی بدون تو تنها نیستی..۸ میلیارد ادم دارن روی کره زمین زندگی میکنن که هر کدوم مشکلات خودشونو دارن..هر کدوم شاید هر شب با گریه بخوابن در حالی که هیچ کس غیر از خدا از حالشون خبر نداره..
پسر شما شاید از نظر جسمی اذیت شده باشه ولی بدونید روحش خیلی بزرگه..اونم مثل ما روح داره..درک داره..ولی متاسفانه چشم تحقیر ما نمیتونه ببینه..
پسرت یه نعمته برات..شما از همه چیت میزنی تا اون اروم بمونه..گریه نکنه..اذیت نشه..بنظرم ادم هایی مثل شما فرشته هایی هستن که فقط بال ندارن..صبرتون ستودنیه..من اگه بودم به شخصه نمیتونستم چطور باید تحمل میکردم!!