اتفاقات روز رو مرور میکنم و میگم در این روز بر تو چه گذشت؟رفت و دیگه بر نمیگرده
یاد بچه بازیای صبحی افتادم دلم درد گرفت 🤣
تو آزمایشگاه بودیم همه دور معلم ساخت میدان نگاه مبکردن و...منو کناریم یه واندوگراف دستی رو میز بود بازیمون گرفته بود هی اینو میچرخوندبم بعد دست میگرفتیم به کلاهک میگفت جیز⚡چون روز بود یکم از برقی هم میزد دیده میشد
مثل بچها خوشمون اومده بودا میخندیدیم کاغذ نزدیک میکردیم بهش...اصلا یه وضعی
ذوق مرگ شدیم رفت
کاش یکی ازم فیلم میگرفت خندیدن خودمو میدیدم که بچه شده بودم
دلم برات تنگ شده بچه فراموش شده 🫂