من خواهر شوهرم چن سال پیش خونه ساختن براش کادو بردم البته تو روستا بعدش اومدن شهر چن سال مستاجر بودن الان تو شهر خونه خریدن شوهرم میگه دوباره براشون کادو ببریم اینم بگم هیچ رفت وامدی با هم نداریم تو این ده سال سه تا کوچه فاصله داشتیم سه بار خونشون نرفتیم اونا هم فقط خواهر شوهرم سالی یکی دوبار میا.د خودش فقط نه باشوهرش میشینه ومیره فقط تو مراسمی جای همدیگه رو ببینیم البته اینم بگم که ما هم که خونه خریدیم کادو برامون نیوردن .من میگم دیگه لازم نیس شوهرم میگه زشته