ما یه مستاجر داشتیم حدودا سه چهار سال بود اینجا بود
یه ساعت پیش خانومش اومد کلیدارو بده
بابام درو باز کرد مامانم هم رفت جلو در
منم پشت در میشنیدم چی میگن
که یهو خانمه زد زیر گریه گفت خدا خیرت بده مامانمو بغل کرد💔
منکه ندیدم ولی مامانم گفت به پهنای صورت اشکاش جاری شدن
الان نمیدونم چه حسی دارم نه گناهه نه غمه
یکی بگه چمه