متاسفانه مدرسه ما دقیقا کنار یک نانوایی هست که یه مردی هم اون جا کار میکنه البته صاحب مغازه هست
من روز های اول زیاد بهش نگاه نمی کردم و توجهی نداشتم
تا یه روز دیدم دو تا دختر از مدرسمون وایسادن اونجا و داره باهاشون حرف میزنه و لپاشونو میکشه
گفتم شاید فامیلی یا چیزی باشند و رفتم توی مدرسمون اصلا توجهی نکردم
تا اینکه چند روز بعد دوباره دو تا دختر دیگه دیدم با همون شرایط و منو هم صدا کرد که برم پیشش اول یکم شک کردم ولی چون مامانم اون جا بود اهمیتی ندادم و رفتم
البته خودمم حدس زدم که یه خبرهایی هست و از اون موقع از این مرد و مغازش به شدت میترسم و سعی می کنم ازش دور بشم
البته چند روز پیش بهم ثابت شد چون یکی از بچه های کلاس دیگه داشت به دوستاش می گفت که این مرد خیلی هول هست و منم اتفاقی شنیدم
از اون موقع ترسم دو برابر شده
باید چیکار کنم؟
چون خیلی شده که منو صدا زده و من پیشش نرفتم