این اخرین تاپیکیه که راجب شوهرم میزنم لطفا راهنماییم کنید چون تو یک قدمی طلاقم .شوهرم میگه بیا بریم دفترخونه حق طلاقتو باطل کنیم زندگی کنیم یا از هم توافقی جداشیم
میخاد مهریه نده اینو میگه. حالا بنظرتون شرطو قبول کنمو برگردم؟ خیلی دوسش دارم ولی به شدت دو دلم. وقتی میام قبول کنم یه حسی میگه نه فاطمه نکن .وقتی میخام فراموششم کنم نمیتونم هی دلم تنگ میشه قلبم مچاله میشه یاد خاطراتمون قربون صدقه هاش و روزای خوبمون میوفتم.
اینم بدونین که این شرط بخاطر این ب وجود اومده چون من از اول زندگیمون تو دعواها خیلی حرف طلاق میزدم و وسیله هامو جم مبکردم که برم اما فقط شو نمایش بود از ته دل نبود .من هیچوقت نمیرفتم خودش با عصبانیت وقتی اینکارو میکردم منو ب زور میبرد خونه مامانم سه بارع این اتفاق پیش اومده
بار سوم سر یه مسئله و بحث ساده گفت برو نمیخامت بی احترامی کرد منم رفتم .حالا دو هفته گذشته چه کنم؟