پدرشوهر مادرشوهر من ن درحقم خوبی کردن ن بی احترامی همین که کار ب کار هم نداریم کافیه ولی ی سری چیزا بد میره رو مخم
اصلا سبک زندگیشون و خوردو خوراکشونو اهمیت نمیدن مادرشوهرم نصف روغنو میریزع رو برنج ماهی ی سطل بزرگ با جایی قند میخورن بهشونم میگی براتون بده ب ریشخند میگیرنت که ول کنا
بعد الان مدرشوهرم افتاده تو خونه با صدتا مریضی قندو چربیو فلان از اونطرف شوهر بدبختم استرس بی فکریه اونارو میکشه