2777
2789
عنوان

خانومایی که جاری دارن بیان

104 بازدید | 11 پست

منو خانواده همسرم خیلی اختلاف داریم خونه پدرشوهرم دو طبقست اول ازدواج دوسال اونجا بودم تا اذیت هاشونو دیدم با سیاست شوهرمو زبون گرفتمو اومدیم شهر دور با سه ساعت فاصله و خونه خریدیم..هرچقدر گفتن نرید نرید گوش نکردیم و اومدیم اوناهم با من دشمن شدن تو این سالها سعی کردن بین منو همسرم اختلاف بندازن تا ما جدا بشیم


منم دوری و دوستیو پیش گرفتم ماهی یبار یه وعده ناهار یا شام میرم خونشون


حالا جاری جدید اومده و خیلی برا اینا چاپلوسی میکنه دائم اونجاست و کاراشونو مو به مو انجام میده

اوناهم با جاری جدید خیلی خوبن برا مناسبتها کادو میخرن براشو خیلی هواشو دارن..حتی هواشو دارن چیزی از من کم ندلشته باشه

جاری جدید کل زندگیش حتی پوشش و همه چیش رو طبق سلیقه و نظر مادرشوهرم اینا پیش میبره ..ناخوداگاه بهش حسادت میکنم و نمیدونم چیکار کنم با وجود اینکه به لطف و بزرگی خدا چیزی ازش کم ندارم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم مهم اینه شما اونجور که دوست داری زندگی داری میکنی. یکی دوست نداره بقیه زوم بشن رو زندگی شون و دوست دارن دور باشن‌از خانواده شوهر.یکی هم مثل جاری شما که دوست داره اونجور باشه.‌منکه میگم همینکه دوری خوبه.‌اصلا اهمیت نده. به خودت بگو خوب منکه نمیتونم مثل جاریم باشم.اونام میخوان لج شما رو در بیارن قطعا.‌بی خیال باش باهاشون خوش و بش کن و اصلا نذار خم به ابروت بیاد. حتی پیش شوهرت عادی باش. کم‌کم اونام عادی میشه براشون و دیگه لجت و در نمیارن

مهم نیست تبعیض تو خیلی خونواده ها هست...

حسادتم کار شیطونه منم خیلی وقتا به شرایط جاریم غبطه میخورم

ولی در عوض تو زندگیت الان مستقلانه است نه طبق نظر بقیه

اونیم که خیلی قاطی میشه با خونواده شوهر، آخر سر یه جا یه دعوایی دلخوری ای پیش میاد که نمیتونن جمعش کنن

کانال ایتای آموزش نویسندگیم: natars_benevis 🌻 بچه‌ها من تو کانالم، رایگان آموزش میدم که چطور با نوشتن انس بگیرید هم برای حال خوب هم داستان نویسی 🌝✍️ من یه مامان دهه هشتادی‌ام که تاحالا چندتا رمان نوشتم، و وقتی افسردگی بعد زایمان گرفته بودم و مشاوره رفتم، (توی تاپیکام هست مال دوسال پیشه) با چند تکنیک ساده ولی بیشتر با تمرین و نوشتن زیاد، حالم بهتر شد. و معجزه‌اش رو دیدم و خداروشکر الان حالم خیلی بهتره. و خیلی دوست داشتم تجربه‌هام از نوشتن رو منتقل کنم. 🙂🌱 اگه دوست داشته باشین خوشحال میشم با ذکر صلوات مهمون کانالم باشین 

اره دیگه بخوام دوسم داشته باشن باید من چاپلوسی کنم


من بهت حق میدم. من خودم دو دستی عسل و بریزم تو حلق مادرشوهر بازم جاری کوچیکه عزیزه براشون. منم توجه نمیکنم. دیگه هر طور خودشون دوست دارن باشن. مهم اینه من با شوهرم خوش باشم. مادرم هم اندازه کافی دوستم داره نیاز به محبت مادرشوهر ندارم

خوب عزیزم اون حرفشونو  گوش میکنه که باهاش خوبن یا باید طبق حرف اونا باشی مثلا گفتن خودتو بندار تو چاه بندازی  که باهات  خوب باشن،حسادت واس وقتیه که هر دو جاری از همه لحاظ با خانواده شوهر مث هم باشن ولی خانواده شوهر یکی از اونا رو بیشتر دوست داشته باشه و بیشتر توجه کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز