2777
2789
عنوان

من خیلی غمگینم

114 بازدید | 3 پست

یه فکرهایی میاد تو ذهنم نمیذاره بخندم دیگه همش میترسم اون فکرا اتفاق نیوفته

مثلا میگم خدا گردن شوهرمو بشکنه یا میگم انشالا مادر بزرگم بره زیر تریلی

یا میگم فلان اماما سرطان بزنه تو شکم خواهرم

مثلا میخوام یه چای خرما بخورم میگه خرما مامانتو بخوری دیگه میترسم اون خرما رو بخورم یا میخوام خونه تکونی کنم میگه ب گردن شکسته شوهرت تمیز کنی

نوشتن اینا آسون نیست من خیلی دارم زجرم میکشم همش گریه میکنم گوشه گیرم .میترسم  

نمیتونم بی اعتنا باشم 

واقعا دیگه خیلی گریه دارم شوهرم مسخره میکنه همه مسخره میکنن چون لاغر شدم  همه میگن فاطمه چشه 


همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108