سلام بچه ها یه پسری تو یه فروشگاه ک من واسه مصاحبه اطلاعاتمو دادم شمارمو برداشت و ۱۴۰۱مزاحمم شد ک محل نذاشتم بعد یه سال ک روبیکا نصب کردم و واسش نوتیف رفت پیام داد من م عه دنیا بی خبر فکر کردم فامیله ک مزاحم شده واسه این ک حرف ازش بکشم جوابشو دادم بعدم گفتم ک دیگه مزاحم نشه ولی خو سمچ شد بعد دیگه دست برداشت تا بازی همستر ک اومد ب اون بهونه اومد پیام داد منم بعد چند روز ازش در مورد همون برنامه ازش پرسیدم ک این چیه و..
بعدش دیگه از اون روز باهام در ارتباطیم تا الان الان ۱سال و خورده ای هست ک همو میشناسیم ۱ سال اول فقط در حد ارتباط دوست معمولی بودیم نه رل و.. ینی گاهی با هم چت میکردیم البته اونم بخاطر مامانش ک دقیقا چند ماه بعد از دوستیمون فوت کرد جوابشو میدادم گاهی ک دلش میگرفت زنگ میزد گریه میکرد و بعدشم پیشم درد و دل میکرد کل زندگیشو گذشتشو و همه مسائل زندگیشو واسم گفت بعد از یه سال ارتباط گفت ک حسم نسبت بهت فرق کرده و ... البته این دوطرفه بود ازاسفند پارسال سرباز و یه روز در میون خونست بعد ما کل ارتباطمون مجازی و درسته اوایل سمج شد ولی از این پسرا نیست ک بگه عکس بده دیت بریم یا حرفای جنسی بزنه واسه همینم خوشم اومد ازش ولی الان میبینم اخلاقش تغییر کرده یبار بیرون گذری دیدم و چند بارم عکسای پروفایلمو دید ولی تا حالا واسش عکس نفرستادم از اونموقع ک دیدم کم کم میگفت حسم بهت روز ب روز داره عمیق تر میشه و میل جنسیم زیاد شده و... البته ادم محترمی ولی تو این مورد ک حرف زدیم خودشم خجالت زده شده بود خلاصه ک چند ماهی هست ک اصرار داره بیاد خواستگاری ولی من بخاطر اینکه گفتم میخوام درس بخونم رد میکردم تا الان ک پشیمون شدم گفتم اصلا بیاد بهتره همو بشناسیم ک از شانس مامانبزرگش فوت کرد پسره هم خودش بدون اینکه من چیزی بگم گفت دیگه بعد چهلم حتما باید بیام منم هیچی نگفتم