2777
2789
عنوان

خواستگار

179 بازدید | 11 پست

سلام بچه ها یه پسری تو یه فروشگاه ک من واسه مصاحبه اطلاعاتمو دادم شمارمو برداشت و ۱۴۰۱مزاحمم شد ک محل نذاشتم بعد یه سال ک روبیکا نصب کردم و واسش نوتیف رفت پیام داد من م عه دنیا بی خبر فکر کردم فامیله ک مزاحم شده واسه این ک حرف ازش بکشم جوابشو دادم بعدم گفتم ک دیگه مزاحم نشه ولی خو سمچ شد بعد دیگه دست برداشت تا  بازی همستر ک اومد ب اون بهونه اومد پیام داد منم بعد چند روز ازش در مورد همون برنامه ازش پرسیدم ک این چیه و..

بعدش دیگه از اون روز باهام در ارتباطیم تا الان الان ۱سال و خورده ای هست ک همو میشناسیم ۱ سال اول فقط در حد ارتباط دوست معمولی بودیم نه رل و.. ینی گاهی با هم چت میکردیم البته اونم بخاطر مامانش ک دقیقا چند ماه بعد از دوستیمون فوت کرد جوابشو میدادم گاهی ک دلش میگرفت زنگ میزد گریه میکرد و بعدشم پیشم درد و دل میکرد کل زندگیشو گذشتشو و همه مسائل زندگیشو واسم گفت بعد از یه سال ارتباط گفت ک حسم نسبت بهت فرق کرده و ... البته این دوطرفه بود ازاسفند پارسال سرباز و یه روز در میون خونست بعد ما کل ارتباطمون مجازی و درسته اوایل سمج شد ولی از این پسرا نیست ک بگه عکس بده دیت بریم یا حرفای جنسی بزنه واسه همینم خوشم اومد ازش ولی الان میبینم اخلاقش تغییر کرده یبار بیرون گذری دیدم و چند بارم عکسای پروفایلمو دید ولی تا حالا واسش عکس نفرستادم از اونموقع ک دیدم کم کم میگفت حسم بهت روز ب روز داره عمیق تر میشه و میل جنسیم زیاد شده و... البته ادم محترمی ولی تو این مورد ک حرف زدیم خودشم خجالت زده شده بود خلاصه ک چند ماهی هست ک اصرار داره بیاد خواستگاری ولی من بخاطر اینکه گفتم میخوام درس بخونم رد میکردم تا الان ک پشیمون شدم گفتم اصلا بیاد بهتره همو بشناسیم ک از شانس مامانبزرگش فوت کرد پسره هم خودش بدون اینکه من چیزی بگم گفت دیگه بعد چهلم حتما باید بیام منم هیچی نگفتم

من ۲۲ سالمه پسره هم ۲۵ بیشترین علت اینم ک گفتم حالا نیاد چون الان سرباز قبلا کار برق ساختمان انجام میداد الان ک بیکاره گفتمش خانواده ام قبول نمیکنن گفت تو کار نداشته باش من یه ۴۰۰ تا پسنداز دارم اونموقع هم سعی میکنم تایم اداری برم پادگان کار میکنم همه چیو حل میکنم تا ۲ سال دیگه ک بریم سر خونه زندگیمون همه چیو حل میکنم و...😕

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیره ان شالله

انشالله 

نمیدونم چیکار کنم میترسم پسره هوس باز باشه چون ب نشون صداقتش گفت ک ۳ تا اکس دارم و قبلا هم با دختر عموش هم تو رابطه بود میگه دختره سمج شد دورم و از این دختراست ک با همه میپره 😑 از طرفی باباشم دوست داره دختر خالشو بگیره 😐حالا من دوست ندارم با همچین ادمی معاشرت کنم ولی میگم خب تو این دوره محال پسری قبلا دوست دختر نداشته باشه 🤷🏻‍♀️

خب صادق بوده و مشکلی نداشته
اون انگار واقعا جدیه و شما هم اگه نمیخایش بیخود نذارش تو اب نمک
هم وقت خودتو بگیری هم اون

امیدت به خدا باشه، به خودت تکیه کن                                       به زبان انکار ادم ها گوش کنید; ادم ها دقیقا همان چیزی هستند که انکار میکنند
خب صادق بوده و مشکلی نداشتهاون انگار واقعا جدیه و شما هم اگه نمیخایش بیخود نذارش تو اب نمکهم وقت خود ...

اتفاقا منم از این بدم میاد ک هم وقتمو تلف کنم و هم خاطره و تجربه بیخود بسازم و یه گذشته الکی داشته باشم اصلا موندم ولی حس میکنم اونه ک میخاد بازیم بده چون به پدرش یا کسی نگفته ک اقدامی کنن یا اصلا با خانواده در میون نذاشت ک اره من کسی رو دوست دارم و ... حسم میگه از اونجایی ک معمولا هر چی باباش بگه گوش میگیره اخر سر میخاد بگه بابام راضی نیست و میگه برو دختر خالتو بگیر منم میمونم با یه حس وابستگی و دل شکستگی

اتفاقا منم از این بدم میاد ک هم وقتمو تلف کنم و هم خاطره و تجربه بیخود بسازم و یه گذشته الکی داشته ب ...

خب پس شاید حست دروغ نگه حتما یه چیزی هست که این حس اومد سراغت
تا چهل صبر کن و اگه نیومد قطعی تمومش هرچند اگه حرف فوت مادربزرگه اصلا راست باشه
من یه پسره بود و تو حرفاش خیلی جدی خودشو نشون میداد هم خودش و هم خواهرش و راستش من نشونه هایی دیدم ولی جدی نگرفتم و در اخر خودش کشید کنار; کاری که من باید خودم خیلی زودتر خودم انجام میدادم
مطمعنم یه چیزایی هست که این احساس اومد سراغت

امیدت به خدا باشه، به خودت تکیه کن                                       به زبان انکار ادم ها گوش کنید; ادم ها دقیقا همان چیزی هستند که انکار میکنند
خب پس شاید حست دروغ نگه حتما یه چیزی هست که این حس اومد سراغتتا چهل صبر کن و اگه نیومد قطعی تمومش هر ...

نه دروغ نگفت از این بابت خیالم راحت ک ادم صاف و صادقی ولی میترسم چون باباش رو مخش کار میکنه واسه دختر خالش یه وقت اینم تحت تاثیر قرار بگیره چون واقعا همو دوست داریم 

در مورد اینم ک گفتم خیالم راحته ازش ک راستشو میگه چون با مدرک حرفشو اثبات میکنه تا یه ۳.۲هفته دیگه ام نیومد دیگه عذری ازش نمیپذیرم البته تا الان من مخالف بودم ولی الان نظرم عوض شد دوست دارم از نزدیک هم باهاش اشنا بشم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز