2777
2789
عنوان

پولمو پس نداد

242 بازدید | 19 پست

وقت آرایشگاه داشتم واسه موهام لحظه آخر مهمون برامون اومد نتونستم برم 

زنگ زدم کنسل کنم گفت دیر خبر دادی ی نیم ساعت مونده بود، گفت بیعانه رو پس نمیدم منم دیگه جلو مهمونا نخواستم بحث کنم گفتم باشه

بنظرتون چیکار کنم سوخت شد بیعانم

کسی به خدا گفت: اگر سرنوشتم را نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم، هرچه آرزو کند...!

چه بی انصاف

 خدای خوبم از تو متشکرم که تنی سالم،ثروتی فراوان و آرامشی پایدار و دلنشین به من هدیه دادی...فقط برای زیبایی خودت موهایت را شانه نزن ، گاهی مویت را شانه کن فقط برای خود مو ؛ او می خواهد مرتب باشد اما زبان سخن ندارد ، تو بر خال خالش دست بکش دندانت را مسواک کن فقط برای خود دندان ، او می خواهد تمیز باشد اما نمی تواند بگوید ، تو به او برس . به داد مخلوقاتی برس و کمکشان کن که توان تشکر از تو را ندارند . به مورچه ها غذا بده ، برگ درختان را نوازش کن ، خاک طاقچه را پاک کن ، اگر به مخلوقی کمک کنی و او در ازای کمک تو جای دیگر برایت جبران کند ، با جهان بی حساب می شوی ، اما اگر بی زبانها را آراسته کنی ، جهان به تو بدهکار می شود و بدهی خود را مانند تصویرت در آینه به تو پس می دهد . اگر یک مشت گندم به جهان بدهی ، جهان هم با همان حرکت دست تو مانند تصویر در آینه ، یک مشت گندم به تو می دهد ، با این تفاوت که مشت جهان بزرگتر است .

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب یه تایم دیگه برو

دیگه نمیرم اونجا همینجوریشم دودل بودم ک نرم بخاطر بیعانه میخواستم برم

کسی به خدا گفت: اگر سرنوشتم را نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم، هرچه آرزو کند...!
برای چه کاری و چقدر داده بودی؟؟ مهمون یهویی و باید میزاشتی میرفتی ارایشگاه

برای کوتاهی

۱۰۰ داده بودم

کسی به خدا گفت: اگر سرنوشتم را نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم، هرچه آرزو کند...!

چه مهمانهایی بی درکی که بدون هماهنگی اومدن اونا هم یه مشتری عقب انداختنبرای نوبت شما

تو مرا آزردی ‌. که خودم کوچ کنم ازشهرت ...بکنم دل زدل سنگت توخیالت راحت.....میروم از قلبت...میشوم دورترین خاطره در شبهایت..توبه من میخندی .وبه خود میگویی باز می آیدومیسوزد از این عشق...بر نمیگردم نه ...میرم انجا که دلی بهر دلی تب دارد..عشق زیباست حرمت دارد ...تو بمان تو بمان.......(کاش گریه های  در خفقان  وفریاد در سکوتم  میدیدی بهم بد نمیکردی)

چه مهمانهایی بی درکی که بدون هماهنگی اومدن اونا هم یه مشتری عقب انداختنبرای نوبت شما

آره دیگه دو طرفه شد....

کسی به خدا گفت: اگر سرنوشتم را نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم، هرچه آرزو کند...!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز